|
شخصی
|
|
|
|
||||
|
سلام عاشق ناشناس من
تو رو خدا جون هر کسی که دوست داری منو وارد این معرکه نکن . اصلا حوصله شو ندارم . هیچ اعتمادی هم ندارم . آره ... دیگه به هیچ مخلوقی اعتماد ندارم . راستشو بخوای جدیدا وقتی از این حرفها خطاب به خودم می شنوم ٬ خنده ام میگیره . ناراحت نشی ها . تقصیر از من نیست از این حرفهای قشنگ امپراطور سرزمین آبهای همیشه آبی هم می گفت ولی آخرشو که می بینی ؟ درگیر داستانی شدم که تمومی نداره . هرچقدر هم به این جماعت می گم گوششون بدهکار نیست . البته نه این بی انصافیه . دارم میبینم که دیگه نمیان تو وبلاگ سزار نظر بدن . خوشحالم که شاید تاثیری داشتم . شایدم علت چیز دیگه ای بوده . ولی خوشحالم . ولی در مورد شما واقعا قصد وارد شدن به هیچ جریان احساسی رو ندارم . از شکسته شدن دل هم حرفی نزن که خودم حسابی زخم خورده ام . پس بی خیال . از این به بعد این وبلاگ یه وبلاگ جدیه . قرار نیست هیچ اتفاق احساسی هم توش رخ بده . البته اگه عمری باقی باشه . خداحافظ
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 1:12 توسط بهار رضازاده
|
|
|||||
|
|||||